تاريخ : جمعه 5 آبان 1391 | 1:02 | نویسنده : admin

روانشناسی در طراحی وِبPsychology in web  

 - روانشناسی در طراحی وِبNatasha.Gurevich
ترجمه : پدرام رحیمی كوجانی

مقدمه :
 وب جهانی مركب از تصاویر اصوات , متن و چیزهای متحرك است. در واقع محیطی فیزیكی مانند محیط های دیگر است كه انسانها در آن قرار می گیرند. در محیط وب نیز مانند محیط های دیگر افراد به فعالیت و عكس العمل وا داشته می شوند. كاربران سعی می كنند كه درك معنی داری از این صفحات داشته باشند و طراحان نیز در صدد رفع مشكلات كار خود بر می آیند. بنابراین برای بهره وری بیشتر از این محیط لازم است كه به بررسی مشكلات موجود در هنگام كار با آن پرداخت. برای این منظور به كشف خطاهایی می پردازیم كه هنگام طراحی وب رخ می دهد.


پردازش احساسی :
  پردازش احساسی اولین گام لازم در جهت كسب اطلاعات از محیط است . برای درك وب در ابتدا نیازمند یك درك كلی از محیط آن هستیم. پردازش كلی اطلاعات روش معمول دریافت در حواس مختلف است. در ابتدا ما اطلاعات محیطی را به صورت محرك دریافت می كنیم. در مرحله دوم این محرك ها به یك سیگنال الكتریكی در اعصاب تبدیل می شوند ( هدایت ).


سوم اطلاعات محرك به احساساتی ترجمه می شوند كه ما با آنها از قبل آشنا شده ایم ( كُدگذاری ). در آخر این احساسات بر روی سیستم های دیگربدن تاثیر می گذارند ( واكنش ). در صفحات وب محركهای بصری بیش از بقیه محرك ها وجود دارند. اما ما این محركها را همانگونه كه هستند حس نمی كنیم. علل مختلفی برای این موضوع وجود دارد. به عنوان مثال دیدن یك شیء منفرد به محیطی كه در آن قرار گرفته بستگی دارد. به اینكه چقدر تیره یا روشن است با چه رنگی درگیر است یا با چه فاصله ای از چشم قرار گرفته است. همچنین دیدن اشیاء به تجربیات گذشته ذهن ما بستگی دارد. فرآیندهای روانشناختی بسیاری وجود دارند كه بر دیدن اشیاء تاثیر می گذارند.

سازگاری حسی :
  سازگاری حسی یعنی كاهش تدریجی حساسیت نسبت به محركی كه بدون تغییر باقی می ماند. برای مثال هنگامی كه شخصی یك ساعت مچی را به دست می بندد آنرا حس می كند اما این احساس بیش از 5 دقیقه شاید طول نمی كشد. مثال دیگر در یك صفحه وب است كه یك آرم یا لوگو در بالای صفحه قرار دارد. ممكن است در صفحات اول و دوم ما به آن توجه كنیم. اما در صفحات بعد حتی اگر وجود داشته باشد مورد توجه ما قرار نگیرد . سازگاری حسی باعث پالایش محركهای غیرضروری محیط و توجه به محركهای مهمتر می شود . این امر برای كاربران خوب است اما برای طراحان خطر اشتباه را به همراه دارد. زیرا هنگام طراحی طراحان صفحه را بارها وبارها تماشا می كنند و ممكن است به خطاهای موجود در آن عادت كنند . البته شدت و ضعف این موضوع در افراد مختلف متفاوت است. راه حل های مختلفی برای ممانعت از این مشكل وجود دارد . اول لازم است كه عده ای در كنار طراح اصلی قرار بگیرند و محتویات صفحه را اعم از گرافیك و متن مورد بررسی قرار دهند. نكته دیگری كه طراحان باید مورد توجه قرار بدهند عدم ضرورت استفاده از انیمیشن ها وتصاویر متعدد گرافیكی است. زیرا كاربران مدت زیادی به آنها توجه نخواهند كرد و محتوای اطلاعاتی صفحات برای آنها مهم تر است. ضمناً این اشكال باعث افزایش زمان بارگزاری و دریافت صفحات در شبكه می شوند.

قوه ادراك :
  فرآیندهای احساسی اطلاعات فیزیكی خامی را از محیط به ما می دهند. برای فهم و درك كامل محیط لازم است كه ما این اطلاعات خام را به چیزهای معنی دار در ذهن خود ترجمه كنیم . چنانكه ما در ابتدا شیئی قرمز و درخشان را می بینیم و بعد درك می كنیم كه یك سیب است. درك اشیاء سه مرحله دارد. ابتدا ما باید بفهمیم كه شیء در كجای محیط قرار دارد ( درك عمق میدان دید ). در مرحله دوم باید بدانیم كه شیء چه كاری را صورت می دهد ( بررسی تحرك ). سوم باید تفسیر كنیم كه شیء چه چیزی است. از آنجا كه فرآیند درك در همه افراد یكجور نیست اشتباهات گوناگونی در مراحل مختلف آن رخ می دهد .

شكل و زمینه :
تفكیك دیدن و ادراك در واقع تفكیك بخشهای معنی دار یك محیط یكپارچه است. اولین مرحله در این راه تفكیك اشكال و زمینه ها از یكدیگر است. این تفكیك بصری علاوه بر اشیاء برجسته برای اشیاء سایه دار یا دارای تضاد رنگی با محیط نیز صورت می گیرد. در بسیاری موارد تفكیك شكل و زمینه به راحتی صورت می گیرد و گاهی هم چنین نیست . مثال كلاسیك آن اشكال دو وجهی هستند. تشخیص اشكال بر اساس برداشت ذهنی ما از آنها صورت می گیرد. منظور این است كه كاربران ممكن است همان چیزی را كه طراح پیاده می كند و منظورش است نبینند. در حالیكه در یك طرح چیزی به طور واضح توسط طراحان دیده می شود , ممكن است همان چیز كاربران را گیج كند. مثل متنی كه با حروف ریز بر روی یك زمینه قرار داده شده است. برای پرهیز از این مشكل لازم است كه طراحان از نقطه نظرات افراد مختلف در همه وقت بهره بگیرند .

دسته بندی ادراكی :
  همانطور كه دیدیم اولین قدم در درك یك شیء متمایز كردن آن از زمینه است. قدم بعدی دسته بندی ادراكی یا ساماندهی محركهای دریافتی است. دو راه در این فرآیند وجود دارد. ابتدا پردازش از پایین به بالا كه ویژگیهای اولیه محرك مانند رنگ , شكل , جهت یا اندازه را مورد بررسی قرار می دهد. به عبارت دیگر در این نوع دید , ویژگیهای اشكال هستند كه در ابتدا دیده می شوند. اما در پردازش بالا به پایین ما همه چیز را كلی می بینیم و سپس به جزئیات توجه می كنیم در شكل گل پردازش بالا به پایین می گوید كه این یك گُل است. اما پردازش پایین به بالا ابـتـدا گلبرگها , كاسبرگها و برگها را مورد توجه قرار می دهد . انتخاب هر یك از این دو روش در افراد مختلف متفاوت است. همچنین ممكن است جایگاه افراد بر درك محیطی آنها تاثیر بگذارد . مثلا یك گیاه شناس ممكن است به گلبرگ ها وكاسبرگ ها توجه كند ولی بقیه همین شكل را فقط یك گل ببینند. بیشتر كاربرها پردازش بالا به پایین دارند و تنها به مروراجمالی صفحات می پردازند ( اسكن ) . اما طراحان وب به دلیل طبیعت كاری خود باید به پردازش پایین به بالا بپردازند چون به جزئیات توجه می كنند و نمی توانند به درستی از برداشت كاربران از صفحه وب مطلع شوند. راه حل این موضوع نیز این است كه نتایج و اطلاعات كلی را به صورت واضح در ابتدای صفحات مطرح كنیم و باز از افراد مختلف برای بررسی صفحات استفاده كنیم.

تاثیرات مفهومی :
  بعد از آنكه شكل را از زمینه تشخیص دادیم و عناصر محیط را طبقه بندی كردیم ، قدم بعدی این است كه تصمیم بگیریم شیء مورد نظر چیست. این فرایند تشخیص الگویی نام دارد . یعنی فرد شكل دیده شده را با الگوهای از قبل ثبت شده در ذهن خود مطابقت می دهد . تاثیر تجربیات گذشته ذهن ما در درك عناصر محیط تاثیرات مفهومی نامیده می شود. در طراحی وبتاثیرات مفهومی ممكن است مشكل ایجاد كنند وكاربران را به اشتباه بیاندازند. راه پرهیز از این مشكل این است كه مطمئن شویم اشكال ، متون و حروف حالت دو پهلو و دو وجهی ندارند. نتیجه اینكه در هر محیطی برای بقا در آن لازم است كه با مشكلاتی روبرو شویم و موثر ترین روش را برای حل آنها بیابیم. اما همچنان كه یك كودك نمی تواند یك مساله پیچیده ریاضی را حل كند. برای حل هر مشكل لا زم است كه ابتدا فقر اطلاعاتی خود را در ارتباط با آن مرتفع كنیم ..

 

مطالب مرتبط


  • مجموعه نرم افزارهای تخصصی طراحی و گرافیک